به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «
استال پرس»، شهید عباس صیادی، یکم آبان ۱۳۴۵، در شهرستان زابل به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش رقیه نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. بهعنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به پا و خفگی در آب به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش قرار دارد.
بسمالله الرحمن الرحیم
چون خدا فرمود: «بالای هر خوبی خوبی است تا زمانی که یک نفر در راه خدا شهید شود آن موقع بالاتر از شهادت خوبی نیست».
به نام آن که جان را فکرت آموخت
چراغ دل را به نور حق برافروخت
این آخرین بار است وصیتنامهام را در تاریخ، پانزدهم آذر ۱۳۶۵، مینویسم. پروردگارا در این مدتی که در جبهه شرکت کردهام، شایستگی شهادت در راهت را نداشتهام و در ایـــن مـدت بهترین دوستانم در کنارم به شهادت رسیدهاند.
پروردگارا: به من کمک کن تا شایستگی شهادت در راهت را پیدا کنم و باز با خجالت از رزمندگی وصیتنامهام را مینویسم. سلام بر شهدای انقلاب اسلامی بهخصوص شهدای جنگ تحمیلی و خانواده شهدا و امت شهیدپرور ایران. پروردگار مرا ببخش، روزی نادان بودهام. امیدوارم که خدا مرا ببخشد. پدرم و مادرم مرا ببخشید اگر ناراحتی از طرف من به شما رسیده.
خواهر و برادرم پیام من بهعنوان برادر کوچکتان این است که قدر امام عزیزمان را بدانید و گوشبهفرمان آن بزرگوار باشید. در راه راستقدم بردارید.
اما پدر و مادر، برادر و خواهر همیشه در راه خدا قدم بردارید و خدا را شکر کنیـد بهخاطر نعمتهایش و سعادتی را که نصیب من شد، نعمتی از طرف خدا بدانید و خدا را شکر و مرا حلال کنید. پدر جان به فرزندت افتخار کن که در راه اسلام به شهادت رسیده. از شما میخواهم مرا حلال کنید.
خواهرم از تو میخواهم که فرزندانت را در راه اسلام تربیت کنی و به آنها بیاموزی درس صبر و استقامت و ایستادگی را و از پدر و مادر و خواهرم و برادرم میخواهم که در مجلس ختم من گریهوزاری نکنند. خیلی آرام باشید و همیشه خدا را یاد کنید و نگذارید دشمنان اسلام خوشحال شوند و در پایان از همه میخواهم مرا حلال کرده و ببخشید. اگر از طرف من بدی دیدهاند از تمامی خویشان و عزیزان عموها، دایی، عمه گرامیم میخواهم که مرا ببخشند و حلالم کنید.
از کلیه برادران تیپ قهرمان المهدی که در این مدت که بهعنوان خدمتگزار در خدمتشان بودهام، بهخصوص فرمانده محترم خودم، تقاضا دارم مرا ببخشید و حلالم کنید. خداحافظ شما.
انتهای خبر/
https://asrehamoon.ir/vdcb8sb8srhbwap.uiur.html